
مشاهیر عرصه ی ادب
نیما یوشیج
هنوز از شب دمی باقی است، می خواند در او شبگیر
و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند سوسو.
به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من که هنوز از حوصله وز صبر من باقی ست در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند...

مجموعه اشعار
ملینا نظریان
دیرگاه است
و من در کوچه سار بی خوابی
نشانی از یادهای رفته می جویم،
دیده ی خسته ی خویش
به هر کوی و برزن
بی قرارانه می دوزم...

شعری از یقیشه چارنتس
ترجمه ی : امیک الکساندری
هم اینک جامه سفر به تن کرده،
عصا به دست و کوله بار بر دوش گرفته،
تو راهی دوردست های پر شکوه می شوی،
و روحت توانمند است و چهره ات آسوده
و نگاهت آبی و آرام

شعری از بارویر سواک
ترجمه ی : امیک الکساندری
- سلام !
این تک واژه را می گویم
چون نشان دادن گذرنامه،
چون تعریف زندگینامه
یا پرکردن پرسشنامه .

پنج شعر از شهاب مقربین
من آویخته از طناب بودم و
تو
تفنگ در دست
شلیک کردی
شلیک کردی به طناب
برگشتم به زندگی

خاطراتی از سومین پل ادبی ایران ارمنستان
حسین طباطبایی
دو سال و چهار ماه پس از برگزاری موفق دومین پل ادبی ایران ارمنستان که به همت دانشگاه اصفهان ، مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی سازمان فرهنگ و ارتباطات و رایزنی فرهنگی کشورمان در ارمنستان برگزار شد ، پس از طی مقدمات لازم و این بار با مساعدت برادرانه و همراهی مشفقانه رایزن کاردان و ادب دوست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان یکی از معتبر ترین هیئت های ادبی سفر کرده از ایران به ارمنستان شکل می گیرد تا سومین همایش پل ادبی را به ماندگارترین ، موثرترین و پرمحتواترین پل دوستی دو کشور مبدل کند .

دو شعر از مفتون امینی
با دل خاکستری اش
می رود و باز می گردد
خیابانی را که تازه شناخته است
با زخم های فراموشش
می پوشد و در می آورد
پیراهنی را که تازه خریده است
با دست بی خبرش
می گشاید و می بندد
پنجره ای را
که رو به بهار باغچه است

سه شعر از رسول یونان
يك روز باراني
تو از راه پله صاعقه
در گوشه افق
به آسمانها گريختي
حالا هر وقت هوا ابري ميشود
باد مي وزد
باران ميآيد
پشت پنجره ميايستم

شعری از فیونا سَمسون
ترجمه ی آزاده کامیار
تو دیدی تنش چطور به من نگاه میکرد
انگار یکی نشانی
که مرا به اعماق میخواند
شیوا بود و رسا زن،
پر پیچ و خم و تام و تمام
تنش به خود نمایی-
خاک رس-
که میشد شکلش دهم

چند شعر از سعید امکانی
چون مه برتمام من نشستی
فرورفتی بر ثانیه های نبضم
هروقت گریه می کنی
مرا باران می گیرد.